أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

161

قانون ( فارسى )

سخت‌تر دارد و مغزش باريكتر و تندمزه و گس است . حب الصنوبر كوچك بيشتر از آنكه غذايى باشد دارويى است . مزاج : دانه صنوبر بزرگ مثل اين است كه معتدل باشد و گرايش به سوى گرمى و بيشتر از آن گرايش به سوى نمناكى دارد . دانه صنوبر كوچك در دوم گرم و خشك است . خاصيت : رساننده ، نرم‌كننده ، گدازنده ، گزنده است و گزندگى ناخشكيده‌اش بيشتر است . دانه صنوبر را در آب بخيسانند گزندگىاش از بين مىرود . و چون خيس شد بيشتر از پيش نرمى دهد و بيشتر چسبندگى دارد . دانه صنوبر تركيبى از گوهرهاى خاك و آب است كه اندكى گوهر هوايى هم دارد . آرايش : چاق‌كننده است . مفاصل : اگر دانه صنوبر بزرگ تناول شود سستى و ناتوانى تن را علاج است . و رطوبتهاى تباه را از تن برمىچيند و مىخشكاند . سينه : دانه صنوبر كوچك و بزرگ به تنها و بويژه اگر با شراب سيكى تازه كه هنوز كمى تلخى دارد تناول شود ؟ رطوبت گنديدهء شش را دواست ، چرك و ريم سينه را برون راند ، از خون برآوردن و سرفه مفيد است . دانه صنوبر را با شرابى شيرين بپزند و بخورند شش را از چرك و ريم پاك مىكند . و به همين منظور پوست صنوبر و چوب صنوبر اگر در ليسيدنيها باشند مفيد است . اندامان غذا : همراه گياه خاراگوش ضماد كنند و بر معده گذارند معده را توان بخشد . دانه صنوبر ديرهضم است و غذاى بسيار و نيرومند دهد . اما اگر در آب گرم نخيسانند معده‌گز است . گرمىداران بايد دانه صنوبر را با تبرزد خورند و سردمزاجان با عسل كه هم زودهضم مىشود و هم غذاى خوب دهد و هم براى معده مفيد مىباشد . ديسقوريدوس گويد : دانه صنوبر با معده سازگار نيست . به عقيدهء من اين نظريه صحيح نيست . در حالتى گفتهء او درست است كه دانه بسوزد و تأثير دارويىاش تغيير يابد ؛ و به يقين در آب خيس شده‌اش خوب است و فساد معده را از بين ببرد و باد معده را مىشكند . و اگر دانهء صنوبر را با خرفه بخورند سهل است كه معده را نمىگزد سوزش معده را هم بر طرف مىنمايد . اندامان دفعى : دانهء صنوبر را با كنجد و تبرزد - يا با عسل و ( فانيذ ) خورند آب پشت را بسيار فزونى دهد . زياد خوردن آن و زياد خوردن مرزهء كوهى پيچ و درد شكم آورد . و علاج آن مكيدن دانهء انار ميخوش است كه بعد از خوردنش بمكند . دانهء صنوبر رطوبتهاى گرده و آبدان را به كلى مىزدايد و تقويت آنها كند كه بتوانند بول را در خود نگاه دارند . و هر دو نوع چكميزك را از بين ببرد . قرحهء مثانه و سنگ مثانه را علاج است و ادرار دهد و ضمادش با خاراگوش بسيار نافع است . حب القلقل : سفيدش بزرگتر از كاجيره است . تماما مستدير نيست . مغزى دارد چرب و خوشمزه - بعضى گويند حب القلقل دانهء انار بيابانى است . و هر آن‌كسىكه اين را گفته مىگويد گمان دارم كه بيخ اين گياه از آهك زنده سربرآورده باشد . « 1 » مفاصل : تنهاى سست را توان بخشد . خاصيت : در روغن جوشيده‌اش سبك‌تر است . آرايش : فربهى آورد . سر : سردرد آورد و بويژه اگر آن را مزهء شراب كهنه كنند . اندامان غذا : زياد خوردنش امتلا آورد و قى و اسهال بدنبال دارد . اگر با تبرزد و شكر و عسل بخورند زودهضم‌تر است . در روغن جوشيده‌اش بهتر است خلطش بد نيست و دانهء ريزش سوزش بسيار به معده دهد .

--> ( 1 ) - مغاث - آهك خاموش نشده - منظور در اينجا خاكهاى آهكى است .